جمال الدين محمد الخوانساري
280
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
بتحقيق نزديكترست از جزم ديگران . 6075 ظالم النّاس يوم القيامة منكوب بظلمه معذّب محروب . ستم كنندهء مردم در روز قيامت منكوب باشد بسبب ستم خود ومعذّب باشد ومحروب ، « منكوب » كسى را گويند كه رسيده باشد باو نكبتى يعنى مصيبتى ، و « معذّب » يعنى عذاب كرده شده ، و « محروب » كسى را گويند كه ربوده شده باشد از أو مال أو . ومراد به « محروب بودن ستمكار در روز قيامت » اينست كه أعمال خيرى اگر داشته باشد ربوده مىشود از أو وداده مىشود بآنان كه ظلم كرده بر ايشان ، يا فيض ورحمت حق تعالى از أو ربوده مىشود يعنى باو نمىرسد وتهيدست مىماند مانند كسى كه أموال أو را ربوده باشند . 6076 ظلم المرء يوبقه ويصرعه . « 1 » ستم كردن مرد هلاك ميكند أو را ومىاندازد أو را بر زمين يعنى مىاندازد أو را از مرتبهء كه داشته باشد وپست مرتبه ميكند . 6077 ظلم الاحسان وضعه في غير موضعه . ستم بر احسان گذاشتن آنست در غير جاى آن ، يعنى كردن آن نسبت بكسى كه أهليت آن نداشته باشد . 6078 ظلامة « 2 » المظلومين يمهلها اللّه سبحانه ولا يهملها . حقّ مظلومان كه بظلم برده شده باشد مهلت مىدهد آنرا خداى سبحانه ، ووا نمىگذارد آنرا ، يعنى گاه هست كه بسبب مصلحتى تأخير ميكند در گرفتن آن
--> ( 1 ) در أقرب الموارد گفته : « صرعه ( كمنع ) صرعا وصرعا ومصرعا طرحه على الأرض ، يقال : صرعهم ريب المنون ، والشعر والباب جعله ذا مصراعين » . ( 2 ) در أقرب الموارد گفته : « الظلّامة ( بالضمّ ) ما تظلمه الرّجل كالظليمة ، يقال : عند فلان ظلامتي » ودر منتهى الإرب گفته : « ظلامة كثمامه داد ودادخواهى » .